باران، جويبار خشکيده را سفر می دهد...

در نيمشبان عمر خويشم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آنجا كه ستاره اي نگاه مشتاق مرا انتظار مي كشد.

در نيمشبان عمر خويشم. حرفي به من بگو

 اي زود آشناي دير يافته

آن ستاره اگر تويي

همه سپيده دمان را من

به دوري و ديري

نفرين می كنم.

 

با تو آفتاب

در آخرين لحظات روز يگانه

به ابديت لبخند مي زند.

 

با تو

يك علف

و همه جنگل ها

 

با تو يك گام و

راهي به ابديت

اي آفريده  دستان واپسين

با تو يك سكوت و

 هزاران فرياد.

دستان من از نگاه تو سرشارست است.

 

(احمد شاملو)

 

تقديم به : ....اين سفر مارا به کجاها که نبرد!

------------------------------

گفته بودم نميام..خب حرفمو پس ميگيرم!!!03.gif

/ 5 نظر / 9 بازدید
!!~~ عشق به خدا شاهراهي به كمال ~~!!

نسیم تومینوازد تار دلم... بارخدایا تنها تویی که آهنگ عشق مینوازی و من مستانه برایت میرقصم! مرا دریایی بود که آتش نگاهت یکباره آن را بلعید عشق عجب دریایی است که نگاهت در آنغرق شد ! كاش من آن گلبرگ را بار ديگرميديدم ... شبنمي بر آن بود كه من را ميشناخت ... چرا كه با نگاهي در آن خودم را يافتم.. ميان باغي زيبا ... و من .... عشق را هرسحر تا گوشه لرزان چشمت دنبال کن ! برای تو از این سپیدار بلند بگویم ؟ دستان تو خود پناه ریشه های این احساسند ! عشق را بر سجاده چشم برای تونخواهم آورد که در اين ظرفنگنجد ... نماز دل بر پا کنيم تا حاجت عشق رها شود ! سلام بر شما دوست گرامي درد دل ديگري باز گفتيم و باز هم منتظر قدم سبزتان هستيم! (ادامه مطلب قبل ...چند پيشنهاد و...) منتظريم .. يا حق! من تشنه آنم که تو نيز لحظه ای ترانه عشق را با من بخوانی ... پس بيا و لحظه ای هم نفسم باش !

كاوشگر نور

راستي خداي تو زنده است يا مرده بيا ارتباط زنده داشتن با خدا رو تعريف كن

ئه سرين

صابخونه خوش برگشتی

چشمک

سلام شعر قشنگی بود راستی يه سر به ما هم بزن.